تبليغاتX
♥.₪.سو تــــــه دلان.₪.♥
♥.₪.سو تــــــه دلان.₪.♥
شــــعــر و داســـتـــان 
قالب وبلاگ

هی توئی که داری می پیچونی (البته به خیال خود خرت )

غرور من اگر بشکند !!!!!

با تکه هایش شاهرگ زندگی تو را

خواهم زد.... نگو نگفتیا

پس بوق بزن برو جلو........برو دیگه ؟!؟!؟!
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 14:53 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
ساده لباس بپوش! ساده راه برو!

اما در برخورد با دیگران ساده نباش!!

زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند!

برای درهم شکستن غرورت!!!


حسین پناهی
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 23:14 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
بار اول با معذرت خواهي

بار دوم با گريه

بار سوم با ريختن غرورت نگهش داري !

ولي بار چهارم...

ديگه نه ميشه و نه بايد کاري بکني!

کسي که دلش با تو نباشه و بخواد بره...ميره
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 14:47 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
اگه کسی عاشقت شد؛

تو هیچ مسئولیتی در قبالش نداری؛

مگر اینکه تو هم عاشقش بشی؛

اما اگه یکی بهت اطمینان کرد؛

تو در مقابلش مسئولی؛

حتی اگه بهش اطمینان نداشته باشی ...!
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 14:40 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
یکـــی از اشتبـاهات زنـدگیـم آدم حسـاب کردن اونـایی بــود که

آدم نبــودن

هـنـوز هـم نشــدن

بـعــدا هـــم نمیــشن..!!
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 14:19 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
ال سی دی چقدر گرون شده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دکتر شریعتی درحال برگشت از بانه
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 13:15 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
لبخند بزن........!!!


عکاس مدام این جمله را تکرار میکند...


اصلا برایش مهم نیست....

که در وجودت حتی یک بهانه....


برای شادمانی نداری....

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:10 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
بعضی ها گریه نمی کنند !

اما از چشم هایشان معلوم است که...

اشکی به بزرگی یک سکوت

گوشه ی چشمشان به کمین نشسته .
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:7 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
وقتی بهت میگه جات خالیه ،
 نگو دوستان به جای ما ...
شاید منتظر اینم که بگی ...
جامو نگهدار ، زود میام ...!
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 15:10 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
هرگز نفهمیدم

فراموش کردن درد داشت

یا فراموش شدن ......

به هر حال

فراموش میکنم ، فراموش شدنم را....

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 15:8 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
چند وقت پیش واسه دوست دخترم فرستادم :

چقد دوسم داری ؟؟؟

نوشت شارژ ندارم ، فعلاً خدافظ !!!

حالا من موندم منظورش این بوده که :

۱.شارژ بفرست تا بت بگم !!!

۲.بستگی به میزان شارژی داره که الان میفرستی !!!

۳. برو بابا تو هم حوصله داریا !!!

البته شایدم نیتش خیر بوده خواسته بگه اونقدر دوست دارم ک با این شارژ کمی که دارم ...

نمیتونم حق مطلبو به جا بیارم !!!

شما چی فکر میکنید ؟؟؟
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:50 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
یک غریبه می خواهم

بیاید بنشیند فقط سکوت کند

و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم...

تا کمی کم شود این همه بار ...

بعد بلند شود و برود

انگار نه انگار...
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:5 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
بعضی ها برای به جایی رسیدن

و بعضی ها بعد از به جایی رسیدن

همه چیز را زیر پا می گذارند !!!
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 19:32 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه‌ی عاشقترم را باد برد
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 19:8 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
صاحب این خانه شکسته است

درد دارد ..

اگر نمیتوانی از دردش کم کنی ..

دردی بر دردهایش اضافی مکن

اینجا دلــــــــــــی گرفته ...!!

شایدم اینجا دلی شکسته ...!!
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 18:54 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
این روزها هرکی منو میبینه میگه :

وای خوش به حالت چقدر لاغر شدی...

رمز موفقیت چی بوده ؟!

من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم : بازیچه شدن !
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 18:54 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
دو تا نصیحت از من ...!!!

1 _ آشغال هم که باشید قابلیتِ بازیافت دارید !!!

امیدتونو از دست ندید خلاصه !!!

2 _ باور کنید استفاده از کلمات رکیک شما را به انسانی کول و
 باحال تبدیل نمیکند
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:46 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
بعضی وقتا شنیدن یه ...

” بگو ببینم چه مرگته ”

از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای ...

“عزیزم چی شده”

بیشتر میچسبه ... !!!
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:46 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]

اگه دیدی طرف مقابلت باهات راه نمیاد ؛

شک نکن خسته است . . .

چون داره با یکی دیگه چهار نعل می تازه
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:26 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
این بار هم می آیم.

اما نه برای دیدنت.

می آیم تا ببینی که بی تو هم میشود.

بی تو هم خوشحالی معنا دارد.

تویی که هیچ شباهتی به کسی که زمانی دوستش داشتم نداری.

می آیم تا ببینی که بعد از تو هم…

ادامه دارم…
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:7 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
سلامتی همه مادرایی که

جوونی و زندگی و عشقشونو

به پای یه سری بی معرفت ریختن و

الان دارن کنج خونه سالمندان

به یاد گذشته ها اشک می ریزن.....
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:4 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت :

شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید ..!
من که نمی خواهم موشک هوا کنم
می خواهم در روستایمان معلم شوم .

دکتر حسابی جواب داد :

تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند .
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:4 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
جوابم نکن مردم از نا امیدی

شاید عاشقم شی خدا رو چه دیدی

خیال کن جواب منو دادی اما

عزیزم جواب خدا رو چه میدی همینجوری اشکام سرازیر میشن

دیگه از خودم اختیاری ندارم

از عشق چیزی نمیخوام جز تو ولی از تو هیچ انتظاری ندارم

صبوریم کمه بی قراریم زیاده چقد بی قرارم منه صاف و ساده

عزیزم چقد سخته دلکندن از تو عزیزم چقد تلخ کام من از تو

محسن چاوشی پرچم سفید ....!
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 1:18 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
به نام بهترین کسی که دارم
به نام اونکه عشق بچگیمه
به نام اولین اسمی که گفتم به نام مادری که زندگیمه
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:22 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
گاهی اونقدر خدا زود به خواسته مون جواب میده


که باورمون نمیشه از طرف اون بوده

اینجاست که میگیم عجب شانسی آوردم .
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:47 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]

آدمها فقط در يك چيز مشتركند :


" متفاوت بودن " !
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:12 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
به سلامتی هرکی که تنهاست

و تنهایی رو تحمل میکنه اما گدایی محبت نمیکنه

به سلامتی

تویی که دلتنگی و داری این پست رو می خونی !!!
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 23:57 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
همه چيز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

تو نگرانم نشو !!

همه چيز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت .
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 23:55 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
در زمانهای گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد
 و برای این كه عكس العمل مردم را ببیند، خودش
 را در جایی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه
بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند؛ بسیاری هم غرولند
 می كردندكه این چه شهری است كه نظم ندارد؛
 حاكم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ...
با وجود این هیچكس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.
نزدیك غروب، یك روستایی كه پشتش بار میوه و سبزیجات بود ،
نزدیك سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی
 بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد.
ناگهان كیسه ای را دید كه زیر تخته سنگ قرار داده شده بود.
كیسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و یك یادداشت پیدا كرد.
پادشاه در آن یادداشت نوشته بود :


" هر سد و مانعی می تواند یك شانس برای تغییر زندگی انسان باشد."
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:57 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
روز مادر یعنی به تعداد همه ی روزهای گذشته ی من

صبوری !

روز مادر بعنی به تعداد همه ی روزهای آینده ی من

دلواپسی !

روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه ی خواب های کودکانه ی من

بیداری !

روز مادر یعنی بهانه ی بوسیدن خستگی دست هایی که عمری

به پای بالیدن من چروک شد !

روز مادر یعنی بهانه ی در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر

همه ی سال های دلتنگی من بود .

روز مادر یعنی باز هم بهانه ی مادر گرفتن ...
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 14:51 ] [ ₪..مـــــحـــمــد..₪ √ ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

آدمک آخر دنیاست بخند √

آدمک مرگ همین جاست بخند√

دست خطی که تو را عاشق کرد√

شوخی کاغذی ماست بخند √

آدمک بچه نشی گریه کنی√

همه دنیا سراب است بخند √

آن خدایی که بزرگش خواندی √

بخدا مثل تو تنهاست بخند √

فکر کن درد تو چه ارزشمند است √

فکر کن گریه چه زیباست بخند √

صبح فردا به شبت نیست که نیست √

تازه انگار که فرداست بخند√

تازه آنچه که یادت دادیم√

پر زدن نیست که در جاست بخند√

آدمک نــغمه آغاز نخوان √

به خدا آخر دنیاست بخند√

سلام دوستان خوشحالم که باز به وبلاگ خودتون سر زدین.سعی کردم هر چیزی رو که از هر نظر به دردتون میخوره رو اینجا جمع کنم امکانات وبلاگ رو هم تا حدی که تونستم اضافه کردم.برای اینکه محیط وبلاگ زیبانشان داده شود میتوانید تبلیغات سایت را close کنید.به امید اینکه لحظهای خوبی رو اینجا بگزرونید.
برای آشنای بیشتر با من میتونید به پروفایل من برید.

با تشکر : محمد بیت سوده



ارتباط با ما :
soote_delan_24@yahoo.com

b4del_24@yahoo.com
آخرين مطالب
لینک دوستان
امکانات وب

Pichak go Up
--------

آمارگیر حرفه ای سایت

---------
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
---------
---------

كد موسيقي براي وبلاگ