خصوصیات بچه های قلیونی


حالم خیلی بدِ >>> ............... ............... .بریم قلیون


خیلی خوشحالم >>> ............... .............بر یم قلیون


حُوصله ندرم >>> ............... ............... ....بریم قلیون


بنزین ندارم >>> ............... ............... ......بریم قلیون


کِلاس لغو شد >>> ............... ............... ..بریم قلیون

مدرکمُو گرفتم.شیرنیش؟>> >............ ........بریم قلیون

یارو دو ساعت دیگه میاد.چی کار کنیم >>>...بریم قلیون

قـــرارمـان همــان جـای همیــشـگی...!
..
...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
فــقط ایـن بـار تـو هـم بیـا...

الان من داشتم میومدم خونه ... یک دختره
 تو پیاده رو داشت راه میرفت یک دفعه یک بچه گربه
بیست گرمی از جلوش رد شد چنان این دختر جیغ زد !!!

آب قند = جواب نداد
ماسک اکسیژن = جواب نداد
تنفس دهن به دهن= جواب نداد
CPR = جواب نداد

شوک برقی = جواب نداد
115 = جواب نداد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه گربه جان به جان آفرین تسلیم کرد

و از این دنیا رفت !!!

روحش شاد یادش گرامی !!! :|

همچین دخترهایی داریم ما تو ایرا...

ما سه تا داداشیم ...

يكيمون تو ناسا روي پروژه سال 2030 كار ميكنه ، امريكاست

.

.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون يكيمونم تو هايدلبرگ فلسفه درس ميده ،

 منم اينجام براي شما پست ميذارم :))

سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.

دختره نشسته بود توی کتابخونه که یه پسری وارد شد و

رفت کنار دختره آروم بهش گفت :

ببخشید میتونم اینجا بشینم ؟؟؟

دختره بلند داد زد :

نه تو نمیتونی دوست پسر من بشی ...

همه برگشتن و پسره رو نگاه کردن....

پسره هم حالش گرفته شد رفت نشست سر یه میز دیگه ...

چند دقیقه بعد دختره اومد کنار پسره آروم بهش گفت : من روانشناسی خوندم ....

خوب میدونم منظور پسرا چیه ....

پسره بلند داد زد : نه ماشین بی ام دبِلیو ندارم ولم کن ...

همه برگشتن دختره رو نگاه کردن دختره کلی خجالت زده شد ...

پسره آروم به دختره گفت : منم حقوق خوندم ...

خوب بلدم کسی رو توی جمع شرمنده کنم ...:)))))))))

اگر هر لحظه ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺭو ﮐﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﮐﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ بشی برات ﺍﺱ ﺍﻡﺍﺱ اوﻣﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ

ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺷﮏ ﻧﮑﻦ

ﺑﻪ ﺩﻟﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ

ﺩﻟـــﺖ ﺗﻨﻬـــــﺎﺳﺖ

سلامتي هر كي دلش تنهاست.....!


کاش ..

با هم در کوچه های این شهر راه برویم.

می خواهم جاهایی را که مُرده ام نشانت بدهم!

گیرم تمام دنیا بگوید ما مال هم نیستیم ...

ما به درد هم نمی خوریم! نه! ما به درد هم نمی خوریم ....

"ما کنار هم دردی نداریم" .. مگر نه؟

گیرم برای زیر یک سقف رفتن،

عشق، آخرین معیار این جماعت باشد ...


گیرم دوست داشتنِ بدون سند، حرام باشد ...

عجیب باشد .. باور نکردنی باشد ...

گیرم تا آخر عمر تنها بمانم ...

گیرم هرگز دستانت در دستانم قفل نشود ...

گیرم آغوشت هیچ گاه مال من نشود ...

من اما ...

گیر این گیرم ها نیستم ...

من ...

تا ابد ...

گیر چشمان توئم ...

گیر دوست داشتنت

پرسيد به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش



گفتم به خاطر هيچ كس.



پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو"



با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز.



ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود



گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است

دوس دخترم عكس بابامو تو گوشيم ديده ميگه:
 واااااي عزيزم چقدر بابات گوگوليه من عاشقش شدم!

يعني شرم و حيا و قورت داده

به بابام جريانو گفتم حالا نصف شبي گير داده ميگه:
بيا يه چنتا عكس ازم بگير:|

اشتباه اصلی ما در زندگی.

هزاران کار غلطی نیست که انجام میدهیم،

بلکه هزاران کار درستی است که برای اشخاص غلط انجام میدهیم......

اگر خيال داري دوستم بداري،

هم اينك دوستم بدار حالا كه زنده ام.

منتظر نمان تا بميرم

و نااميدانه روي مشتي خاك اشك افسوس بريزي و در

حسرت كاش و اي كاش ها بماني

و از پس غروب،

از پشت ابرها و

كوهها دنبال طلوع دوباره ام بگردي.

امروز دوستم بدار كه فردا

خيلي دير است...

در سینه ام،قلب یک کبوتر می تپد

بگذار، آرام باشد این پرنده ی کوچک

که رهایی اش نیست از وهم عشق

پس، اگر می آیی

دانه های محبّت را با خود بیاور

پیشتر از آنکه باران ببارد

از کتاب " عاشقانه ها" سروده ی نعمت نعمتی

مي بخشم كساني را كه هر چه خواستند

با من

با دلم

با احساسم كردند

... و مرا در دور دست خودم رها كردند

و من امروز به پايان خود نزديكم

پروردگارا مرا صبری عطا فرما که

در اين فرصت حياتم

آهي نكشم

براي كسانيكه دلم را شكستند ...

برو

دیـگر هـوای بـرگرداندنت را نـدارم

هـر جـا کـه دلـت مــی خواهد بــرو

...فــقط آرزو میکنــم وقتــی دوبــاره هـوای مـن بـه سـرت زد

آنـقدر آسـمانت بگیــرد کـه بـا هـزار شـب گریـه آرام نگیــری

و امـا مـن

بـر کــه نمیــگردم هیـــــچ

عـطر تنــم را هـم از کوچـه هــای پـشت سـرم جــمع میکنــم

کـه لـم ندهــی روی مـبل هـای راحتــی

بــا خـاطره هایـم قـدم بزنــی

قدمهایم را برمیدارم

میروم

از کنار تمام روزها رد میشوم

و تمام خاطرات

به تو که میرسم میایستم

توان حرکتم نیست

غم نبودنت چقدر بزرگ است

وحس بودنت چقدر شگفت انگیز

میخواهم تاابد در همین نقطه بمانم

جایی که تو هستی و من و زندگی

کاش زمان همینجا متوقف بماند....


تو زندگيت هرچي ميخواي باش ,

 فقط نفر سوم خلوت هاي دو نفره نباش

رفیقم امسال دانشگاه قبول شده دو هفته نشده عاشق یه دختره ترم
آخری شده !!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عمق فاجعه اینجاست رفته به دختره گفته

 دیگه خوش ندارم بیای دانشگاه محیطش خرابه !! :|

برای همه خوب باش

اونکه فهمید همیشه کنارته و بیادت

اونکه نفهمید

یه روز میفهمه که ديگه دیره

و فقط دلش برای خوبیات تنگ میشه !!!

سـکوت" خطرناکتر از "حـرفهای نیشدار"

است!بدونِ شَـك کسی که "سُکــوت"

 مـی کــند؛

روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت..

وقتی کــه نیستی ، شک دارم که بیایی ،

وقتی هم که می آیــــی ، مطمئن نیستـــــــم که میمانی،

وقتی هــــم که میروی، نمیدانم که باز میگردی یا نــه؟

این دو دلــــــــی ها دو راهـــــــی ها، دوگانگـــــی ها

مرا نابـــود کرد.....!

از آدمها بگذر!

ناراحت این نباش که چرا جاده ى رفاقت با تو همیشه یک طرفه است...!

مهم نیست اگر همیشه یک طرفه اى شاد باش..

که چیزى کم نگذاشته اى و بدهکار خودت ، رفاقتت و خدایت نیستى...

گا ه شک میکنم به تمام بودن ها

به اتفاقی نبودن انتخاب ها

به شعور تک تک اتفاق های نا گوار


به تملک بی قید و شرط این اتفاق های انتخابی،

بر سیطره ی وجود ادمی ...

به سوزش دردناک جای کبود شده ی تلنگری ،

که همیشه حس می شود ..

و به تردی بغض هایی

که در کش و قوس این تلنگرهای لعنتی،

اب می شوند...


در ویرانه ها، ایستاده ام ...

بر تلی از فکرهای گندیده

خسته از راه های نا ممکن

و این جنون اجباری !

بیا ...

و دستهایت را

رو به ویرانه ها باز کن ..

می خواهم ،،

ایستاده در حجم خالی اغوشت بمیرم

دلتنگی حس عجیبی است

که گاهی تو را به یادم می آورد

گاهی یعنی همیشه....

گاهی یعنی همین حالا...

همین حالا که من تنهام...

من یه بار داوطلبی رفتم پای تخته

عربی جواب بدم از 20 نمره 4 شدم!

خداروشکر زورکی نبردنمــــــا!و گرنه بدهکار میشدم :):|

آیا می دانید در قسم "به پیر به پیغمبر" منظور از پیر چه کسی است؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این اصطلاح حکایت از حضور موثر جنتی درکنار پیامبر دارد!

به جان خودم اگر میدونستید!!!!!!!!!


این روزها که می‌گذرد، جور دیگرم

دیگر خیال و فکر تو افتاده از سرم

دیگر دلم برای تو پرپر نمی‌زند

دیگر کلاغ رفته به جلد کبوترم

دیگر خودم برای خودم شام می‌پزم

دیگر خودم برای خودم هدیه می‌خرم
دیگر بلد شدم که خداحافظی کنم

اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواس

این روزها من اسم کسی را نمی‌برم

این روزها شبیه .....

هر چند بدترم ولی از قبل بهترم

من شعر می‌نویسم و سیگار می‌کشم

تو دود می‌شوی و من از خواب می‌پرم

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!

مثل آتش زیر خاکستر می ماند

حساب از دستم در رفته

چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم…؟

اگر قرار باشه حسرتِ یک روز رو توی سالِ گذشته بخورم ،

حسرتِ اون روزی رو میخورم که تو پیشم بودی وو

بیشتر نگات نکردم دستت رو کم گرفتم کم خندیدم

و از تو نپرسیدم : می‌خوای یک کم بیشتر با هم بمونیم ؟؟

نمی دونستم که انقد ازم دور میشی نمی دونستم...