فـرض کن به عکاس بگویم :

تارهای سـپـید را سـیاه کـند و چـین و چـروک ها را ماسـت مالی ...

و حـتی از آن خـنـده ها که دوسـت داری بـرایـم بکارد

باز هم از نگـاهم پـیـداسـت چـقـدر به نـبـودنت خـیـره مانده ام