چشمانم را میبندم

میخواهم تجسم کنم صورتت را هنگامی که لبانت
 را بعد از دوری میبوسم...

بویت را...

نگاهت را....

حست را...

تماما" همانیست که در خیالم بود...

چشمانم را باز میکنم....

محو چشمانت نا خود اگاه در میان بازوانت غرق میشوم

در سیاهی شب گم میشویم!!!