تصمیم داشتم که تو را یک غزل کنم

اما نخواستی که به قولم عمل کنم!

اینک برای تک تک_ آن لحضه های ناب

باید که از سکوت و طلاقی حضـر کنـم

لبهام هم پر_ نیش و کنــایه هاسـت

زنبور می شوم که لبت را عسل کنم

راحت کنار می روم از این پیش روی تو

تا انزوای این معادله را هم ، حــل کنم

من روی خط زلــزلــه ات کـوهـتـر ز کــوه !

اما تو خواستی که فاصله ها را گسل کنم

باید به زندگی ی_ رو به تباهی جهت دهم

اصلا درست نیست کـه اینـگـونه سـر کنم