تصویر محنون
تقصیر از ما نیست
تمامی قصه های عاشقانه
اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند.
تصویر مجنون بیدل و فرهاد کوه کن
نقشهای آشنای ذهن ماست.
و داستان حسرت به دل ماندن زُلیخا به پند و اندرز، آویزۀ گوشمان شده است.
غافلانه سرخوشیم
و عاجزانه ظالم
و عاشق، محکوم است به مدارا
تا بینوا را جانی و دلی هنوز ، مانده باشد...
اگر جان داد ، شور عشقمان افسانه دیگری آفریده است.
اگر تاب نیاورد لیاقت عشقمان را نداشته است.
یکدیگر را میآزاریم.
یاد گرفتهایم که معشوق هر چه غدارتر، عاشق شیداترست.
و عاشق هر چه خوارتر شود، عشق افسانۀ ماندگارتری خواهد شد
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 2:20 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √