باز هنگام سفر بود
دل من باز گريست
قلب من باز ترك خورد و شكست
باز هنگام سفر بود
و من از چشمانت مي خواندم
كه به آساني از اين شهر سفر خواهي كرد
و از اين عشق گذر خواهي كرد
و نخواهي فهميد ...
بي تو اين باغ پر از پاييز است! ...
+ نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 2:36 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √