مکالمه دو دوست قدیمی.....:))))

+ به به! سلام هوشنگ جون، چطوری؟ میدونی چند ساله ندیدمت؟ :*

- بــــــــــــــــــــــــــــه، سام و علیکم داش فریدون، نوکرتم، کجایی بی معرفت؟ خوبی؟ :*

+ ممنون خوبم، زیر سایه اتیم، خب تو چطوری؟ خوبی؟ سلامتی؟

- قربونت داش خوبم، فک کنم یه 20 سالی هست ندیدمت کصافط! :))

+ درست صحبت کن کرگدن! :)) یادش بخیر دوران دبستان چقدر فضولی می کردیم. راستی از ایرج چه خبر؟

- کدوم ایرج؟ همون بچه سوسوله که میز اول می نشست؟ :))

+ آره همونو میگم :)) یادته چقدر اذیتش می کردیم؟ یادته یه بار انداختیمش تو توالت انباری پشتی مدرسه درو روش قفل کردیم؟ :))

- آره یادمه، از همون موقع دیگه ندیدمش لامصبو :))

+ چییییی؟!!! ندیدیش؟!!!! مگه قرار نبود فرداش بری بیاریش بیروووووون؟؟ :O

- آره، ولی یادم رفت :-"

+ :O خاک تو سرت! یعنی هنوز اونجاست؟؟؟ بیا بریم سراغش :((

- دیگه نمیشه آخه :-"

+ چراااااااااااااااااااااا؟ :O :((

- آخه اونجا رو همون 20 سال پیش بعد از اینکه شما از اینجا رفتین صافش کردن آپارتمان ساختن! :-"

+ نهههههههههههه :((

- آره :-"