تمام شعرهایم کهنه شده اند..

کهنه شده ام نگارین چشم..

مسیح وار..

مصلوب و مسلول و مغموم..

قافیه دیگر به چه کار آید؟

وقتی تمام پاک کن ها مداد های شاعران را بلیعده اند..

ح.حیدری