+ نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16:36 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
شیـــر نگران دلبرش بود و میترسید درندگان دیگر بدرنش .
از دور نگهداریش میکرد…
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بارِ از دور او را می نگریست،
شیری را دید که به آهو هجوم کرد.
آدمک آخر دنیاست بخند √