چه لذتی دارد بی بهانه تو را در آغوش گرفتن ؛ می خواهمت ...

بی بهانه آرامم کن ؛ بمان و لبریزم کن از حس بودنت ...

بیا و نفسهایت را با نفسهایم گره بزن ...

دردانه ی من ؛ مرا ببخش ... بازهم بی خبر از تو چشمانم بارانی شد ...!

این بار هم مقصر توئی ..!! من باز هم دلتنگت شدم ...!!!