تنهایی بد نیست


تنهایی خوب هم نیست



کتابهای در هم و ریخته و شعر های گفته و ناگفته



خوبیها و بدیه



سرگردانی را دوست نداشت



بیرون برف می بارید و توی اتاق باران



با خودش فکر می کرد : تموم اینا یک اتفاق ساده بود ,



اتفاق ساده ای که تموم شد .



سعی کرد بخوابد



قطره های اشکش را پاک کرد



و تا صبح صدای دلنشین قدم زدنهای مرد غریبه را در ذهنش تکرار کرد .