چکش را روی میخ می کوبم



جای این تابلو خوب نیست



ظرف های توی کابینت را جا به جا می کنم




صدای تلویزیون را زیاد



دکمه ی ماشین لباسشویی را می زنم



می گذارم تا آخر بچرخد



کاسه ای که از دستم افتاد



آهسته تر از این نمی شود به تو فکر کرد