پيره مرده به زنش ميگه




بيا ياد قديما کنيم من تو پارک بات قرار ميزارم توهم بيا...





ميره پارک يکي دوساعت طول ميکشه زنش نمياد..






ميره خونه ميبينه نشسه خونه داره گريه ميکنه...





ميگه چي شده؟





ميگه مثلا بابام نذاشته :