دختره رو تو عروسی دیدم
یه پارچه به ارتفاع 45 سانت دور خودش پیچیده بود
با دوتا نخ از شونه هاش آویزون کرده بود
که هرکی میدید میگفت اونم در بیار خیالمونو راحت کن
بعد رفتم در خونه شون
زنگ زدم 15 دقیقه مارو دم در سرپا نگه داشته
دنبال روسری بگرده :|
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 15:32 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √