یه آقایی میره اداره پلیس که با
دزدی که دیشب به خونش زده بود صحبت کنه ....
پلیس بهش میگه :
الان نمیتونی ببینیش ... توی دادگاه باید حرفاتونو بزنید ....
مرده میگه : نه نه نه ... من کاری باهاش ندارم.
فقط میخوام اینو ازش بپرسم که
چطوری تونست بیاد داخل خونه بدون اینکه
زنم از خواب بیدار شه ....
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:13 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √