یه زن و مرد توی یه کوپه قطار بودن



زنه میره روی تخت بالایی میخوابه



بعد یکی دو ساعت زنه ب مرده میگه ببخشید آقا من سردمه



میشه بری برام یه پتو بیاری



مرده میگه یه پیشنهاد دارم



فرض کن امشب منو تو زنو شوهریم



اینجوری هردومون گرم میشیم



زنه هم ک بگی نگی از این حرف خوشش اومد.



گفت: باشه حاظرم



مرده گفت: پس پاشو گمشو برو خودت پتو بیار




برا منم یه لیوان چایی بیار