صحبت از پژمردن يک برگ نيست
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان ميکنند
آنچه اين نامردمان با جان انسان ميکنند
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
فرض کن : يک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن: جنگل بيابان بود از روز نخست
در کويري سوت و کور
در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور
صحبت از مرگ محبت ، مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 0:18 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √