معلم عصبي دفتر رو روي ميز کوبيد و داد زد: سارا ...
دخترک خودش رو جمع و جور کرد،
سرش رو پايين انداخت و خودش رو تا جلوي ميز معلم کشيد
و با صداي لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم که از عصبانيت شقيقه هاش مي زد،
تو چشماي سياه و مظلوم دخترک خيره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تميز بنويس و دفترت رو سياه و پاره نکن ؟
هـــا؟!
فردا
مادرت رو مياري مدرسه مي خوام در مورد بچه بي انضباطش باهاش صحبت کنم!
دخترک چونه ي لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مريضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق مي دن...
اونوقت مي شه مامانم رو بستري کنيم که ديگه از گلوش خون نياد...
اونوقت مي
شه براي خواهرم شير خشک بخريم که شب تا صبح گريه نکنه...
اونوقت... اونوقت
قول داده اگه پولي موند براي من هم يه دفتر بخره
که من دفترهاي داداشم رو
پاک نکنم و توش بنويسم...
اونوقت قول مي دم مشقامو ...
معلم صندليش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشين سارا ...
و کاسه اشک چشمش روي گونه خالي شد . . .
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 1:24 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √
آدمک مرگ همین جاست بخند√
دست خطی که تو را عاشق کرد√
شوخی کاغذی ماست بخند √
آدمک بچه نشی گریه کنی√
همه دنیا سراب است بخند √
آن خدایی که بزرگش خواندی √
بخدا مثل تو تنهاست بخند √
فکر کن درد تو چه ارزشمند است √
فکر کن گریه چه زیباست بخند √
صبح فردا به شبت نیست که نیست √
تازه انگار که فرداست بخند√
تازه آنچه که یادت دادیم√
پر زدن نیست که در جاست بخند√
آدمک نــغمه آغاز نخوان √
به خدا آخر دنیاست بخند√
سلام دوستان خوشحالم که باز به وبلاگ خودتون سر زدین.سعی کردم هر چیزی رو که از هر نظر به دردتون میخوره رو اینجا جمع کنم امکانات وبلاگ رو هم تا حدی که تونستم اضافه کردم.برای اینکه محیط وبلاگ زیبانشان داده شود میتوانید تبلیغات سایت را close کنید.به امید اینکه لحظهای خوبی رو اینجا بگزرونید. راستی یه امکان جدید به وبلاگ اضافه کردم و اون گوگل پلاس هستش کسانی که از سوته دلان خوششون اومده برای حمایت از این وبلاگ روی +1 کلیک کنید و من رو توی گوگل محبوب کنید با تشکر. برای آشنای بیشتر با من میتونید به پروفایل من برید.