روزی که اخرین نفس را داشتم میکشیدم به من نفسی دادی جان دوباره
من دیگر از خود نفسی ندارم این نفس تو هست که در سینه من هست
به من گفتی زندگی کن ایا زندگی کردن نفس کشیدن هست ایا زندگی
یادرگاری از تو توی سینه داشتن هست بیا کمی با من زندگی کردن را یاد بده
بیا کمی به من عاشق بودن را هم یاد بده ایا این حسی
که دارم به تو که هر دم میگویم تو نفس هایم هستی عشق توست
من عاشقی را بلد نیستم ولی تو وجود من
هستی من
من به این میگم عاشقی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۰ ساعت 4:20 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √