کاش بودی تا فدایت میشدم

ذره ذره خاک پایت میشدم

کاش ابری بودم و چندی به چند

قطره ای بر گونه هایت میشدم

پیش من بودی اگر ، هر شامگاه

تا سحرگه نی نوایت میشدم

کاش دردی میشدی بر جان من

کاش میشد من دوایت میشدم

کاش با من میل بودن داشتی

تا غلام با وفایت میشدم

تو اگر شوق شنیدن داشتی

من صدای آشنایت میشدم

کاش میشد تا به پایت میفتاد

چشمهایم تا فنایت میشدم