پدر دستشو گذاشت رو شونه پسرشو ازش پرسید:
 تو قویتری یا من؟ پسر گفت: من!
 پدر با کمی مکث دوباره پرسید: تو قویتری یا من؟
 پسر گفت: من! پدر با دلی گرفته چند قدم رفت و بازپرسید:
تو قویتری یا من؟ گفت:
شما...
پدر گفت: چرا حرفت عوض شد؟ گفت:
وقتی دستت رو شونه م بود احساس میکردم تمام دنیا پشتمه!...