دلم بهانه ات را می گیرد...!

نوشته هایت را بارها و بارها خواندم...!

نمی خواهی که بروی...؟!
... ...
با من از رفتن نگو...!

یادت هست که چه آرام و بی بهانه از کوچه پس کوچه های دلم گذشتی...؟!

یادت هست که گفتی تمام آسمان من خلاصه در چشمان توست...؟!

اما مهربانم...!

هیچ میدانی که آسمان تو این روزها بارانیست...؟!