با تو در قهوه خانه بودم
نگاه ها و گفته هایت را
با فنجان قهوه ام می نوشیدم!
زن کف بین آمد دستم را گرفت
تا طالعم را بگوید!
و من گفتم...
تا طالعم را از کف دست تو بخواند...!!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 0:37 توسط ₪..مـــــحـــمــد..₪ √
|
آدمک آخر دنیاست بخند √