دوستش دارم و او نمی داند نگاهش می کنم , صدایش ....

با عکس هایش حرف می زنم , درد دل ها می کنم ...

با خیال راحت به عکس هایش خیره نگاه می کنم ,

چشم در چشم به او عشق می ورزم ...

دوستش دارم .... دوستش دارم ... دوستش دارم...

افسوس که او نمی داند ...

بزرگ ترین آرزویم این است ...

که کوچک ترین آرزوی او باشم ....

و او ....

نمی داند