به چشمهایت خیره می شوم

شیطنت وار

لبخند می زنم

تکانی به سرت می دهی

می خندی

وزنت تمام تهی های بسترم را پر کرده است

لبهای مستم را می بوسی

قهقهه سر می دهم

صدای خنده ام در تاریکی می پیچد

همچون صدای نفست